الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)

135

تفسير تطبيقى (فارسى)

عقل به معناى قوّه مستقل در ادراك حسن و قبح و تشريع حكم عقل به اين معنا در اصل در حوزه كلام و حكمت مطرح شده و مباحث متعددى را در خود جاى مىدهد در اينجا به اقتضاى بحث به كمك مقدّمه شهيد مطهرى بر كتاب عدل الهى به صورت فشرده ، آن را مطرح خواهيم كرد . ابتدا ، بحث از « حسن و قبح ذاتى » افعال است آيا هر فعلى قطع نظر از هر فاعل و از هر شرط خارجى به‌خودىخود در ذات خود نيكو و بايسته و يا در ذات خود زشت و نبايسته است يا آنكه اين اوصاف همه قراردادى و اعتبارى است ؟ و چون سخن از صفات ذاتى افعال مىشود قهرا پاى عقل و استقلال عقل در اكتشاف اين صفات به بيان مىآيد و به اين صورت مطرح مىشود : آيا عقل در ادراك حسن و قبح اشيا « استقلال » دارد و به تنهايى قادر به درك و تشخيص آنها است يا نيازمند به كمك و راهنمايى شرع است ؟ « 1 » ( ازاين‌رو حسن و قبح ذاتى به نام حسن و قبح عقلى خوانده شد ) . آن‌گاه از آن « قاعده ملازمه » يعنى ملازمه حكم عقل و شرع پديد مىآيد يعنى هرجا كه عقل يك مصلحت يا حسن ذاتى و يا يك مفسده يا قبح ذاتى قطعى را در كارى كشف مىكند به دليل « لمّى » و از راه استدلال از علت به معلول حكم مىكند كه شرع اسلام در اينجا حكمى دائر بر استيفاى آن مصلحت يا دفع آن مفسده دارد هر چند آن حكم از طريق نقل به ما نرسيده باشد اينجا عقل به عنوان يك منبع مستقل در كشف حكم شرع جاى خود را پيدا مىكند . از نظر شيعه اگر اين معنا براى عقل مورد انكار واقع شود راهى براى اثبات صدق مدعى نبوت از كذب آن نيست و اين يكى از آثار منفى انكار حسن و قبح عقلى است . « 2 »

--> ( 1 ) . اشاعره بر اين باورند كه خوب و بداخلاقى ناشى از امر و نهى خداست هر عملى كه خدا به آن دستور دهد خوب و هر عملى كه از آن نهى كند ، بد است بنابراين عقل نمىتواند حسن و قبح اشيا را به طور مستقل درك كند و نيازمند به راهنمايى شرع است ، ر . ك : فخر الدين رازى ، المحصول في علم الفقه ، ص 24 ؛ حسن حلى ، كشف المراد في شرح تجريد الاعتقاد ، ص 302 ؛ و حسن حلى ، الرسالة السعدية ، ص 53 - 59 . ( 2 ) . ر . ك : البيان ، ص 36 ، 37 .